تبلیغات
منتظران یوسف زهرا(س) - مطالب خدا
 

 
عشق برای عشق
ویژگیهای عشق حقیقی:
عشق ویژگیهای خاصی نسبت به حالات دیگر انسان دارد. بیشتر حالات و خلق وخوی انسان موقت
و زودگذر می باشد ولی عشق نسبت به حالات دیگر دائمی تر و پایدارتر بودن می باشد.
دومین ویژگی عشق، این نکته است که هدف عشق رسیدن به عرفان و شناخت و پیشرفت است.
مهمترین عاملی که باعث پیشرفت افراد در تحصیلات و حرفه و… می شود، وجود پشتکار و
استقامتی است که به خاطر علاقۀ فرد به موضوعی خاص به وجود آمده است. این پشتکار باعث می
شود که فرد در برابر مشکلات پیش رو مأیوس نشود و به راه خود ادامه دهد.
سومین ویژگی عشق این است که عشق از تفکر و شناخت به وجود می آید. زیرا تا زمانی که یک
فرد چیزی و یا شخصخاصی را نشناسد نمی تواند عاشق آن گردد. فرد ابتدا با شناخت اولیه نسبت
به یک موضوع به آن علاقمند شده و سپسبا ارزشمند ساختن آن موضوع برای خود، عاشق آن
موضوع می شود.
چهارمین ویژگی عشق این نکته است که در عشق هدفهای بلند مدت دنبال می شود. فرد عاشقی
که تنها هدفش رسیدن به معشوق است از عشق درستی برخوردار نیست. زیرا وقتی که به معشوق
خود رسید عمر عشقشبه پایان می رسد.
پنجمین ویژگی عشق این نکته است که فرد عاشق با ادامه عشق خود به شناخت و معرفت بیشتری
می رسد و این شناخت بیشتر باعث نزدیکتر شدن وی به واقعیات می شود. این نزدیکی باعث می
شود که زندگی را واقع بینانه تر را دریابد و تصمیمهای منطقی تری بگیرد. بزرگترین هنر انسان،
درک و شناخت واقعیت است و بزرگترین عمل انسان، قبول واقعیات تلخ است و بزرگترین واقعیت
در زندگی انسان، مرگ است.------


:: ادامه مطلب
:: مرتبط با: خدا , مذهبی ,
نویسنده : ... بهزاد
تاریخ : یکشنبه 20 اسفند 1391
سکوت خدا اذیتم میکند

سکوت خدا اذیتم میکند.... خدای من که این گونه ساکت نبود.سکوتش مرا به شک می آورد...
شاید خدا فراموشم کرده؟
نه خدا هیچ کس را فراموش نمی کند
شاید خدا خیلی دور است؟
نه خدا از رگ گردن به آدم نزدیک اس
پس صدای من کم است که به گردنم هم نمی رسد


متن از :بنده حقیر سید جواد مدنی



::
:: مرتبط با: داستانهای عبرت آموز و جذاب , خدا ,
نویسنده : سیدجواد مدنی
تاریخ : پنجشنبه 20 مهر 1391
نماز:

فکر معامله در نماز:

نقل شده که:روزی سید هاشم امام جماعت مسجد«سردوزک»بعد از نماز منبررفتند. در ضمن توصیه به لزوم حضور قلب در نماز،فرمودند:روزی پدرم می خواستنماز جماعت بخواند،من هم جزء جماعت بودم، ناگاه مردی به هیأت دهاتی وارد شد.از صفوف عبور کرد تا صف اول،و پشت سر پدرم قرار گرفت. نماز گذاران از اینکه یک نفر دهاتی در صف اول ایستاده ناراحت شدند.

او اعتنایی نکرد،ودر رکعت دوم در حال قنوت قصد فرادی کرد، ونمازش را به تنهایی به اتمام رساند،همان جا نشست و مشغول نان خوردن شد. چون نماز تمام شد مردم از هر طرف به او اعتراض کردند.او جواب نمی داد.

پدرم فرمود:چه خبر است؟

گفتند: مردی دهاتی و جاهل به مسأله آمد صف اول،و پشت سر شما اقتدا کرد.آن گاه وسط نماز، قصد فرادی کرده و نشسته ناگه غذا خورد.

پدرم گفت :چرا چنین کردی؟

در جواب گفت:سبب آن را آهسته به خودت بگویم،یا در این جمع بگوییم؟

پدرم گفت:در حضور همه بگو!

گفت:من وارد مسجد شدم به امید این که از فیض نماز جماعت با شما بهره مند شوم.چون اقتدا کردم، دیدم شما  در وسط حمد از نماز بیرون رفتید،و در این خیال واقع شدید که من پیر شده ام واز آمدن به مسجد عاجز شده ام،الاغی لازم دارم،پس به میدان الاغ فروشی رفتید،و خری را انتخاب کردید.ودر رکعت دوم درخیال تدارک خوراک و جای او بودید. من عاجز شدم و دیدم بیش از این سزاوار نیست باشما باشم؛لذا نماز خود را تمام کردم. این را گفت و رفت.پدرم بر سر خود زد و ناله کردو گفت:این مرد بزرگی است او را بیاورید! من با او کاری دارم. مردم رفتند که او را بیاورند، ناپدید گردید و دیگر پیدا نشد.

ثواب حضور قلب در نماز،ص54



::
:: مرتبط با: داستانهای عبرت آموز و جذاب , مذهبی , خدا ,
نویسنده : جواد نیکرو
تاریخ : دوشنبه 3 مهر 1391
خدا....
خـــــدایـــــــــــا هر چنــــد وقـــت یکبــــار به ما یـــــــــاد آوری کن:



نامحـــــــــرم نامحـــــــــــــرم اســــــــت...♥♥♥



چه در دنیـــــــــای حقــــــــیقی ...♥♥♥



چه در دنیای مجــــــــــــازی ...♥♥♥



یادمـــــــــان بینــــــــــداز فاطـــــــمــــــــــــه(س) را که از نابینــــا رو می پوشاند ♥♥♥










::
:: مرتبط با: خدا , مذهبی , جملات طلایی ,
نویسنده : ... بهزاد
تاریخ : شنبه 1 مهر 1391
عید شما هم مبارک


کم کم غروب ماه خدا دیده می شود 
صد حیف ازین بساط که برچیده می شود 
در این بهار رحمت و غفران و مغفرت 
خوشبخت آن کسی ست که بخشیده می شود 
عید شما مبارک 


فرازهایی از دعای وداع امام سجاد(ع) با ماه رمضان
بدرود ای بزرگترین ماه خداوند و ای عید اولیای خدا... 
بدرود ای ماه دست یافتن به آرزوها... 
بدرود ای یاریگر ما که در برابر شیطان یاریمان دادی... 
بدرود ای که هنوز فرا نرسیده از آمدنت شادمان بودیم 
و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک

دل کندن از خوبیها چقدر سخت است، دل بریدن از دیدار دوستی عزیز که روز ها و شب های مدیدی با او همنفس و مأنوس بوده‌ای، برای همدمی و همدلی باو، در دل شب از خواب ناز پریده‌ای تا با لحظه‌های خلوتش همراه و همکلام شوی

پیشترها از او شنیده‌ای که:
در دل شب خیز و ریز قطره اشکی ز چشم
که دوست دارم کند گریه، گنهکار ما
این میهمان دلنشین سراسر حبیب خداست، از سر و رویش رحمت و همدلی می‌ریزد، چونان بارانی می‌ماند که رهگذر دوست دارد از ریزش نگاه یکریز او خیس شود. تمام خشکی‌هایش را بشوید و روحش را تر و تازه کند. رمضان چنین لطف و لطافتی دارد. چون نسیم باران می‌وزد و می‌ریزد و در مسیرش همه را می‌نوازد. به کردار رودخانه، تمام سنگ‌ریزه‌ها و ناخالصیها را از بستر وجود می‌زداید و با خود می‌برد. این بار اگر رحمت الهی که از چشم آبی آسمان لایتناهی فرو می‌ریزد، کودک طبع آدم دوباره به ترانه می‌نشیند.

انسان به حکم "کل مولود یولد علی الفطرة" با فطرتی پاک و پیراسته پا در عالم خاکی می‌گذارد. فطرتی پاک که هیچ ردپا و رگه‌ای از گناه در آن نیست و تو گویی قطعه‌ای از آسمان صاف و آبی است در یک روز تماشایی آفتابی، همین فطرت آبگون در گذر از جاده‌های پر پیچ و خم زندگی، گاهی چنان در هاله‌ایی از گرد و خاک تعلقات و تمنیات مادون فرو می‌رود که مشکل می‌توان آن صورت اولیه‌اش را بازشناخت و بازتاباند.
هر خبط و خطایی که در پندار و گفتار و کردار آدمی روی می‌دهد، اثری سوء بر چهره آدمی فطرت آسمانی می‌گذارد. که روح آدمی را زمین‌گیر می‌سازد، دقیقاً همین جاست که باران لطف الهی فرو می‌ریزد.
رمضان از راه می‌رسد و ما را بی‌چتر به زیر باران می‌خواند تا با او همقدم شویم. شاید که در زلال آرایه‌های این باران، آلایه‌های وجود خویش را مخمحل سازیم و همچون کسی که تنی به آب میزند، بار دیگر فطرت خود را پاگیزه گردانیم.
اول دلم را صفا داد، آیئنه‌ام را جلا داد
آخر به باد فنا داد، عشق تو خاکستر من
و اینک این مهمان مغتنم، آهنگ رفتن ساز کرده. پس از یک ماه قرابت و موانست می‌خواهد ترک یار و دیار کند و باز ما را در تنهایی خویش شناور سازد. رمضان که به سمت روزهای آخر پیش می‌رود، احساس وداع در دل، شعله می‌کشد و زبانه‌هایش، اشکم را در چشم‌خانه گرم می‌کند. احساس خداحافظی با تمام لحظه‌های کرامت‌افزای رمضان که هر آن و ثانیه‌هایش با روزها و ماههای بسیاری پهلو می‌زند، بر آنها که فیض و رحمت این ماه را درک کرده‌اند، تلخ می‌نماید.چطور می‌توان به عادت روزهای روزه‌داری، دلتنگ لحظه‌های آوابخش افطار نشد؟

اینک در آستانه حلول هلال ماه شوال، خوشحال و خرسند از اینکه، فطرت خدایی خویش را به مدد لحظه‌های دعا و نیایش و تراویح قرائت قرآن این ماه از تمام رنگهای غیر خدایی پاک و پیراسته ساخته‌اند، چشم انتظار به آسمان دارند تا شاهد لبخند صمیمیت و رضایت پروردگار باشند.
اینگونه است که عید فطر روز خوشحالی و درخشش فطرتهای طراوت یافته‌ای است که با امید (لعلکم تتقون) دوست، یک رمضان دیگر در معرض وزش نسیم رحمت و مغفرت او قرار گرفتند تا پیرایش شوند.

و باید گفت: «هیناً لکم، و عیدکم مبرور وسعیکم مشکور»، عید فطر بر صاحبان فطرتهای شستشو یافته از رهگذر رمضان مبارک باد.

حضرت علی(ع) به مناسبت عید فطر خطبه‌ای قرائت کرده و در آن، این روز را به قیامت تشبیه فرموده است:
ای مردم! این روز شما، روزی است که نیکوکاران در آن پاداش می‌گیرند و زیانکاران و تبهکاران در آن مایوس و ناامید می‌گردند.

دنیا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جایزه برندگان این مسابقه و جهنم جزای بازماندگان است.

)
عید فطر) شبیه‌ترین روز به روز قیامت است چون در قیامت عده‌ای که زیان‌کارند، تاسف می‌خورند و غضبناک می‌گردند و عده‌ای که نیکوکارند رستگار و متنعم به نعمت‌های الهی می‌شوند.


ربنا تقبل منا صلاتتنا و صیامنا و قرائتنا ورکوعنا و سجودنا انک انت السمیع العلیم و تب علینا انک انت التواب الرحیم و اهدنا الی الحق و الی صراطک المستقیم. ‌آمین

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا



::
:: مرتبط با: خدا ,
نویسنده : محمد چهکندی
تاریخ : یکشنبه 29 مرداد 1391